خرید بک لینک
سهشنبه 17 مرداد 1396 ساعت 19:38 خدایا بدجور توی بن بست گیر کردم، نمیدونم چیکار کنم تا دوباره باهام حرف بزنه ... خدایا مگه من چیکار کردم که سکوت کرد ؟ "; } blogsky.ajax.onCommentSubmitFailure =ادامه مطلب

برچسب: سکوت,سکوت,سکوت, نویسنده: الینا توکلی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:20

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

رمز عبور:

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 21:04

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 7:12

برنامه هفت خیلی باحاله.  درسته من آدم فیلمبین و سینماییای نیستم، ولی چون داداشم پیگیر اینجور چیزاست، منم وقتایی که بتونم برنامه هفت رو نگاه میکنم. و خب بیشتر به همون بخش اصلی یعنی نقد فیلمش علاقه دارم. این روزها هم که به خاطر جشنواره فیلم فجر، برنامه هفت هر شب پخش میشه. شخصیت فراستی برام خیلی جالبه  درسته من هیچ سواد سینمایی ای ندارم، ولی فکر میکنم بیش از هشتاد درصد حرفاش درسته، دلیل اولم اینه که گزاره هاش منطق داره، یعنی با فرض اینکه جملات فنی و سینمایی که میگه درست باشه، نتیجه گیری هاش از نظر منطق و ریاضی به نظر من درست میاد. دلیل دوم اینه که من از بیشتر فیلمهای ایرانی که دیدم خوشم نیومده، یعنی یه جوری بودن، بیشتر وقتا یه چیزی توی فیلم هست که باعث میشه آدم لذت نبره و درگیر نشه و واقعا به ندرت شخصیت باورپذیر و خوبی ساخته میشه. حتی اگه من به خاطر اینکه سواد سینمایی ندارم، اشتباه کرده باشم و این جمله م اشتباه باشه، یعنی شخصیت ساخته میشه، توی یه موضوع دیگه خیلی فاجعه بار هستند، اونم نگهداری منطق روایی داستان هست. ... مثال زدن برام سخته چون حافظه خوبی ندارم ولیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 4:46

خیلی ناراحتم، بهت و حیرت و ناراحتی ... غمگینم... واقعا نمیدونم چی بگم. چرا توی این خراب شده به دنیا اومدم؟؟ ... چرا مردم ما به خاطر پول و چیزهای دیگه قانونهایی که برای ایمنی و حفظ جون خودشون هست رو رعایت نمیکنن؟ چرا وقتی میدونن یه ساختمون فرسوده س، تخریب ش نمیکنن و بازسازی ش نمیکنن. حتما باید صدها نفر آدم بیگناه توی آتیش و زیر آوار بسوزن ؟ ... چرا وقتی اعلام میشه که ساختمون آتیش گرفته و باید تخلیه بشه، مردم به فکر جمع آوری پول و مدارک هستند ؟ ... کی ما آدم میشیم و کی از اتفاقات درس میگیریم؟ ... یا مثلا اون راننده بی احتیاطی که دیشب تلویزیون نشون میداد. توی نیم ساعت کلکسیونی از تخلفات رانندگی خطرناک رو داشت و وقتی پلیس جریمه ش میکرد، به غلط کردن افتاده بود و گریه می کرد؟ یعنی فقط پول مهمه ؟؟؟  جون خودت به درک !  یه احمق کمتر !  ولی اون ماشینهای دیگه که مث آدم رانندگی میکنن و تو با بی احتیاطی ت اونا رو به کام مرگ میکشونی چی ؟؟ چرا ملت ما فکر نمیکنن؟؟ نمیگم به فکر جون دیگران باشن، حداقل فکر حفظ جان و ایمنی خودشون باشن. چرا مسئولیت شغلی ندارن؟؟ یه بساز بنداز یا یه به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 20:30

توی موسیقی و به ویژه در رشته آواز، تمرین بد میتونه خیلی ضرر بزنه به آدم. هر روش تمرینی ای که کسی به شما توصیه میکنه یا جایی خوندید یا خودتون اختراع کردید و حتی گاهی روشی که استادتون میگه رو نباید یهویی و با شدت و تعداد زیاد شروع کنید. توی ریاضی، مفهوم پیوستگی یعنی اینکه همیشه تغییرات تدریجی داشته باشیم. همین پیوستگی و تغییر تدریجی باید توی تمرین آواز وجود داشته باشه. پیشرفت توی آواز و بهتر شدن صدا یه فرآیند بسیار تدریجی هست. شاید از این نظر فقط بشه حنجره رو  با ساز ویولن مقایسه کرد. همون طور که یادگیری حتی ملودی های ساده با ویولن  و نواختن اون ملودی های ساده به طوری که گوش نواز باشه و بشه گوش داد حداقل به دو یا سه سال تمرین آرشه کشی نیاز داره. برای کسی که پیش زمینه خانوادگی توی آواز نداشته و از بچگی آواز نمی خونده  ( مث من ) یادگیری خوندن حتی یه تصنیف معمولی به صورت حرفه ای و زیبا که همه لذت ببرن، فرآیندی نیست که با چند ماه تمرین یا یک سال تمرین بدست بیاد. صدای خوب و حرفه ای و به قول استادم صدای آوازی، نیاز به پرورش و تمرین تدریجی داره. حداقل دو سه سال طول میکشه تا ادامه مطلب

برچسب: نمایشنامه یک تعادل ظریف, نویسنده: الینا توکلی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 5:31

داشتم برنامه دورهمی رو نگاه میکردم که یه نیاز فیزیولوژیک پیش اومد، و از اونجا که محل رفع نیاز فیزیولوژیک توی خونه ما بسیار سرد هست، یهو لرز گرفتم، یعنی کل روز توی اون سرما توی کوه سردم نشده بود، ولی اون لحظه وقتی برگشتم اتاق زیرپتو یه دقیقه ای لرز گرفتم، نیم ساعت بعدش که اومدم اتاق خودم، یه قرص سردرد خوردم و سعی کردم بخوابم ولی تا حدود ساعت سه هنوز نخوابیده بودم و همش توی فکر بودم. چرا من همش از آدمایی خوشم میاد که یه مانعی وجود داره، یا عاشق کسی میشم که هنوز ندیدمش، یا عاشق یکی میشم که میفهمم متأهله یا یه پسر دیگه رو دوس داره. یا عاشق یکی میشم که سطح خانواده ش خیلی بالاتر از منه. توی دنیای واقعی اسیر ظاهر خوشگل یه نفر میشم و توی دنیای مجازی هم که ندیده دل میبندم  ..... بعضی آهنگا چنان زیبا خونده شدن که آدم مات و مبهوت میمونه ... آخه چقدر میتونه یه نفر قشنگ بخونه ؟؟ ...  به نظر من هنوز هیچ خوانندهای بهتر از بنان نیومده و نداریم .... الان داشتم آهنگ گریه کن بنان رو گوش می دادم ... اصن مطلبی که مینوشتم رو نتونستم ادامه بدم ... همین آهنگ رو بانو قمر هم خونده ولی حادامه مطلب

برچسب: خندق بلا, نویسنده: الینا توکلی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 8:04

گاهی به یه چیزایی باور داری یا عادت کردی که طول میکشه تا بفهمی اشتباهه و اون عادت یا باور رو کنار بزاری. امروز فهمیدم که یکی از مهمترین مشکلات آواز خوندن من اینه که هنوز میترسم از بلند خوندن و با حجم خوندن. البته ریشه این مشکل رو میدونم کجاست. اول اینکه من آدم خجالتی ای بودم. علاوه بر این چون در خانواده ما و حتی در فامیل نزدیک ما هیچ موزیسین یا خواننده و یا حتی مداح وجود نداشت. هیچی از آواز نمیدونستم. و خب کسی که تا نزدیک سی سالگی آواز نخونده باشه و حتی تلاش جدی هم نکرده باشه، نمیتونه به این زودی راه بیافته. دلیل دوم اینه که من هنوزم اعتماد به نفس کافی توی آواز ندارم. یعنی حس میکنم صدای من قشنگ نیست یا حداقل به قشنگی صدای دیگران نیست. به خاطر همین  کمتر میخونم. در حالی که برای پرورش صدا باید زیاد آواز خوند. دو سه جلسه قبلی من خوب بود ولی این جلسه ضعیف بودم. وقتی مقایسه میکنم می بینم که اون جلسات من درس رو آماده کرده بودم، به دفعات زیاد خونده بودم و روش تسلط داشتم به خاطر همین با شجاعت بیشتری و بدون استرس سر کلاس خوندم. حتی جلسه قبل که درس رو حاضر نکرده بودم و تصنیف خوندم، چوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 2:44

چیزی که این هفته توی تمرینا یاد گرفتم، شاید یه نکته قدیمی و بدیهی به نظر بیاد. ولی جزو مهمترین و بنیادیترین اصول خوانندگی هست. هرگز بدون گرم کردن صدا و یه دفعه ای تو گام بالا نخونید. این نکته خیلی خیلی مهمی هست که متأسفانه خیلی از افراد رعایت نمیکنن. حتی برای من که دو سال هست آواز سنتی کار میکنم، زمانهایی که این نکته رو رعایت نمیکنم، دو سه روز نمیتونم درست و حسابی بخونم و گلودرد میگیرم. و باید مراعات کنم تا صدای من به وضع سابق برگرده. جالب اینجاست که توی موسیقی سنتی ما این هوشمندی وجود داره، معمولا آواز از درآمد یا از گوشههای ابتدایی دستگاه یا آواز شروع میشه. و خب تقریبا همیشه یه سیر از بم به اوج و فرود از اوج به بم توی آواز ایرانی وجود داره. یعنی حتی یه خواننده خیلی حرفه ای هم مثلا توی یه آواز نیم ساعته، اولش حداقل پنج الی ده دقیقه گوشه های بم ( درآمد یا گوشه های ابتدایی ) رو میخونه و بعدش میره سراغ گوشه های میانی یا اوج و بعدش دوباره برمیگرده به گوشه های بم. اگرم یه خواننده یه آواز رو از گام بالا شروع کرد، بدونید که حتما قبلا صداشو گرم کرده.برای گرم کردن صدا روشهای مختلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 15:24

غمگینم، حتی نمیدونم چی بگم ... یه دوست خوب وبلاگی رو از دست دادم.... یعنی میگه که دیگه نمینویسه ....... چرا همه دارن وبلاگاشون رو میبندن؟ ... هعی ... ++ گریه م میاد. عجب شب لعنتیای هست ... هی ...   ... هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ... ادامه مطلب

برچسب: هی روزگار,هی خدا,های چت, نویسنده: الینا توکلی تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 5:34

نمیدونم چرا این روزها چیزی به ذهنم نمیاد که بنویسم. دیگه از اون پستهای طولانی خبری نیست. نمیدونم اسم این حالت رو یکنواختی و رکود بزارم یا آرامش و سکوت. اما حالم خوبه و خیلی از نگرانیها و دغدغههای بیهوده این چندین ماه اخیر رو دیگه ندارم. یه مقداری برنامه خواب م به هم ریخته، یعنی شبا توی تختم دراز میکشم و تا نزدیکای صبح خوابم نمیگیره، و از اون طرف سر ظهر بیدار میشم. از این وضعیت خودم شاکی هستم.ولی به هر حال تلاش میکنم که ساعات بیداری مفیدی داشته باشم، به هر حال تمریناتم رو ادامه میدم و توی این دو هفته نسبت به هفته های قبلی روند بهتری داشتم. از نظر مالی هم وضعیتم بهتر از دو سه ماه پیش هست. و خب این سبب شده که نگرانی کمتری داشته باشم. توی این ده دوازده روز نشد که نقاشی رو ادامه بدم. یعنی طرح اولیه ش رو همون دو هفته پیش کشیدم و هنوز فرصت نشده کاملش کنم. میخواستم این هفته تمومش کنم ولی بعید میدونم فرصت بشه. چون شنبه کلاس داشتم، دیروز گلوم یه کمی درد میکرد و بهتر دیدم که استراحت کنم. ولی باید برای پس فردا گوشه رو آماده کنم. نمیدونم میشه یا نه. یه نفر هست که شبیه یه نفر دیگه س. نمیدونمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 19:54

صفحه بندی